تبلیغات
بانک مقالات مشاوره تحصیلی - آموزش و پرورش کودکان استثنایی در آمریکا -قسمت دوم و آخر
بانک مقالات مشاوره تحصیلی            


1800 مقاله روانشناسی در وبلاگ دیگر من

بانک جامع مقالات روانشناسی و مشاوره









بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1389

بسیاری از معلمان بر این باورند که تعداد دانشآموزانی که نیاز به کلاسهای تقویتی و آموزش ویژه دارند در بسیاری از اجتماعات رو به افزایش است. یک معلم خاطر نشان کرد که بسیاری از دانشآموزان نیازمند به آموزشهای ویژه در مناطق فقیر نشین شهرها از مادرانی متولد شدهاند که در دوره بارداری مواد مخدر مصرف میکردند.

در مواردی که مادران از مواد مخدر استفاده میکردند تعداد کودکانی که از ناتواناییهای جدی تری رنج میبردند از نسل قبل بیشتر بود. همچنین در مناطق حاشیه شهری که ساکنان آن را طبقه متوسط تشکیل میدادند، افزایش تعداد دانشآموزانی که مشکلاتی داشتند با تعداد زنانی که در زایمان با مشکل تولد دیررس مواجه بودند، نسبت داشت.

فرآیند تشخیص دانشآموزانی که به خدمات آموزشی ویژه نیاز دارند، مسأله پیچیدهای است.یک معلم کلاس چهارم که در این کلاسهای ویژه تدریس میکرد میگوید: معیارهای گزینش دانشآموزانی که نیاز به آموزش ویژه و تقویتی دارند هر سال با تغییر مدیریت مدارس تغییر میکند.

طبق نظر این معلم در چند سال گذشته دانشآموزان به میزان لازم به شرکت در این کلاسهای تقویتی ساماندهی نشدند. در طول این دوره یک هیأت متشکل از معلمان انتخاب شدند تا تمامی موارد را مورد بررسی قرار دهند.

به طور خلاصه جا دادن دانشآموزان در گروههایی که نیاز به آموزش ویژه دارند به مناطق فقیر محدود نبوده است و گستره وسیعی را شامل میشده است.

به هر حال در مناطق فقیر نشین شهرها، اینگونه خدمات آموزشی تقویتی و ویژه به صورت محدودتری وجود داشته است. علاوه بر این معیارهای اینکه کدام یک از دانشآموزان به چنین آموزشهایی نیاز دارند در مناطق گوناگون بسیار متفاوت بود. به طور عام، در مناطق فقیر نشین این گرایش وجود داشت که دانشآموزانی با ضریب هوشی پایینتر و ضعیفتر به عنوان دانشآموزانی محسوب شوند که به این نوع آموزشها نیاز دارند درحالی که در مناطق مرفه گرایش عمده آن بود که دانشآموزان با ضریب هوشی بالاتر و در سطح متوسط نیز به عنوان دانشآموزانی محسوب شوند که به چنین آموزشهایی نیازمندند.

این امر تا حدی با منابع مالی که برای حمایت از این خدمات آموزشی در دسترس بود، ارتباط داشت. عامل دیگر عبارت بود از مقاومت مدیران و هیأت مدیره مدارس مناطق فقیرنشین که مخالف اعمال محدودیت روی فرصتهای یادگیری دانشآموزان بودند.

● آموزش کودکان تیزهوش

دو دهه قبل برای دانشآموزان تیز هوش و با استعداد برنامههای کمی وجود داشت. در سال ۱۹۹۰، در ۳۸ ایالت به بیش از ۲ میلیون دانشآموز تیزهوش خدمات ارائه میشد، که دانشآموزان از مهدکودک تا دبیرستان را در برمیگرفت. ۲۶ ایالت مدارس را موظف به ارائه‏ خدمات و برنامههای آموزشی برای کودکان تیزهوش کردند و ۲۷ ایالت قوانینی را‏ گذراندند که مناطق را به ارائه چنین امکاناتی ترغیب میکرد. فقط شش ایالت فاقد چنین قوانینی بودند. به هر حال شمار دانشآموزانی که به عنوان دانشآموزان تیزهوش شناخته میشدند بنا بر اختلافهایی که در قوانین و فعالیتهای ایالتها وجود داشت تفاوت می کرد.

به طور مثال در چهار ایالت بیش از ۱۰ درصد دانشآموزان به عنوان دانشآموزان تیزهوش محسوب شدند و در ۲۱ ایالت این مقدار کمتر از ۵ درصد بود.

طبق اطلاعاتNELS در سال ۱۹۸۹ میلادی ۶۵درصد مدارس دولتی فرصتهایی را برای دانشآموزان تیزهوش و با استعداد فراهم کردند و تقریبا ۹ درصد تمامی دانشآموزان مقطع دبیرستان در برنامههای آموزشی ویژه کودکان تیز هوش و با استعداد شرکت کرده بودند.

دو رویکرد بسیار شایع در خصوص دانشآموزان تیزهوش عبارت است از رویکرد غنیسازی و رویکرد تسریع. غنیسازی، به این معنی است که تمرینهای آموزشی متنوعتری در اختیار دانشآموزان قرار گیرد. برنامههای غنیسازی ممکن است شامل تمرینهای پس از کلاس و یا کلاسهای روزهای تعطیل شود که علاوه بر کلاسهای معمولی برای این دسته از دانشآموزان تشکیل میشود.

همچنین در این رویکرد، ممکن است کلوبهای خاصی تشکیل شود و علایق خاص این دسته از دانشآموزان در آن مورد توجه قرار گیرد.

رویکرد تسریع، معمولا عبارت است از ورود زودهنگام به دورههای آموزشی از مهدکودک گرفته تا دانشکده، جهش و یا گذراندن برنامههای جهشی نیمه وقت که در آن، دانشآموز در یک یا دو زمینه در روز آموزشهای پیشرفته میبیند. مدارس مورد مطالعه، همگی دارای برنامههای خاصی برای کودکان تیزهوش نبودند. اما به هر حال برنامههایی که در این خصوص وجود داشت که مبتنی بر اولویتهای مدارس محلی مناطق بود.

این برنامهها طبق نظر مدیر مدرسه و یا هیأت مدیره طراحی و انجام میشد. بیشتر معلمان و والدین معتقد بودند که دانشآموزان تیزهوش باید از طریق برنامههای ویژه برای توسعه نبوغ خود مورد ترغیب قرار گیرند. در میان برنامههای معدودی که برای این دانشآموزان وجود داشت، میتوان از برنامههای مدرسه ابتدایی «راکفلر» نام برد. در مدرسه ابتدایی راکفلر برنامههای آموزشی ویژه کودکان تیزهوش از کلاس چهارم آغاز میشد. دانشآموزان تیزهوش برای دریافت آموزش ویژه در مسائل درسی از جمله هندسه و قرائت از کلاسهای عادی خود بیرون کشیده میشدند. به همین نحو در مدرسه راهنمایی «واندربیلت» کلاسهای آموزشی ویژه برای کودکان تیزهوش از کلاس چهارم آغاز میشد.

از دانشآموزان در کلاس سوم آزمونی به عمل میآمد و بنا به گفته معلم ریاضیات در مدرسه واندربیلت ۹۰ درصد معیارها برای پذیرش به عنوان دانشآموز تیزهوش مبتنی بر سنجشهای عینی بود.

به اعتقاد معلم ریاضیات مدرسه، «رولینگ هیلز» در این آموزشگاه تاکید روی معیارهای عینی ضروری بود، زیرا بسیاری از والدین در منطقه رولینگ هیلز سعی میکردند مدرسه را ترغیب کنند که فرزندشان را در این برنامههای ویژه جا دهد.

مادر یکی از دانشآموزان مدرسه واندربلیت توضیح میدهد که چرا برای پذیرش دانش‎‎آموزان در این برنامههای خاص باید روی نمرات آزمون تاکید میشد. همیشه والدینی وجود دارند که احساس میکنند کودکشان نیاز دارد در برنامه توسعه یافته (برنامه تیزهوشان) درس ریاضی شرکت کند. اگرچه آنها در این خصوص کمترین آشنایی با معیارهای ارزیابی دانشآموز ندارند.

دانشآموزان کلاس ششم منطقه رولینگ هیلز امتحانی را میگذراندند که موفقیت درسی در کلاسهای جبر را پیش بینی میکرد.

از دانشآموزانی که از یک حد معینی نمره بالاتری میآوردند، خواسته میشد که برنامه ویژه کودکان تیزهوش را در کلاس ششم بگذرانند.

اگرچه برای دانشآموزان بسیار موفق نیز کلاسهایی وجود داشت، اما برنامههای کودکان تیزهوش در ریاضیات و علوم تجربی در مدارس راهنمایی و ابتدایی متوسط و یا کمتر از حد‏ متوسط محدود بود ویا اصلا وجود نداشت. برخی مدارس هیچگونه برنامهای برای کودکان تیزهوش نداشتند. مربیان اشاره کردند که این برنامهها، منابع مالی را از سمت برگزاری کلاسهای جبرانی مورد نیاز در این مدارس منحرف میکرد. نبود برنامههای ویژه تیزهوشان در بسیاری از مدارس این تصور را تقویت میکند که دانشآموزان تیزهوش از سوی مدارس مورد غفلت قرار گرفتهاند. یک معلم در مدرسه راهنمایی «وست» گفت:من فکر میکنم که در نظام آموزشی آمریکا به دانشآموزان بسیار تیزهوش بیوفایی شده است.

سایر معلمان، والدین و مدیران مدارس نیز در این دیدگاه سهیم بودند.

● تقسیم بندی کودکان استثنایی

کودکان استثنایی به هفت گروه به شرح زیر تقسیم میشوند:

- اختلال گفتاری

- ناتوانی یادگیری

- اختلال عاطفی

- عقب ماندگی ذهنی

- اختلال شنوایی

- آسیب دیدگی استخوانی

- آسیب دیدگی پزشکی

● اهداف آموزشی

- فراهم کردن امکانات آموزشی برای کودکان استثنایی با هر یک از معلولیتهای خاص

- آموزش توأم این کودکان در کنار کودکان معمولی

● سیاستهای آموزشی

از جمله مهمترین سیاستهای آموزش استثنایی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

- آموزش کودکان استثنایی بدون جداسازی از کودکان معمولی

- کودکانی که به دلیل معلولیتهای مختلف نمیتوانند در مدارس عادی حضور یابند در بیمارستانها و منازل و یا در مؤسسات عمومی و خصوصی بدون پرداخت هزینه از سوی والدین تحت مراقبت قرار بگیرند.

روزنامه اطلاعات (www.ettelaat.com)



   

 

خبرنامه(دریافت مقاله)





Powered by WebGozar

نظر سنجی
آیا با طرح حذف کنکور موافقید ؟ آیا به نظر شما اجرایی است ؟





آمار سایت




  

تعداد مقالات:

کشورهای بازدیدکننده
  free counters
پیوند های روزانه