تبلیغات
بانک مقالات مشاوره تحصیلی - دانش‌آموزانی كه توجه بیشتر می‌خواهند
بانک مقالات مشاوره تحصیلی            


1800 مقاله روانشناسی در وبلاگ دیگر من

بانک جامع مقالات روانشناسی و مشاوره









بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 25 آبان 1389
اختلالات یادگیری به ناتوانی‌های دانش‌آموزان در كسب مهارت‌های مورد انتظار در خواندن، نوشتن و ریاضیات در مقایسه با سایر كودكان همسن‌ و سالشان اطلاق می‌شود.

معمولا این دسته از دانش‌آموزان دارای بهره هوشی تقریبا متوسط یا بالا می‌باشند، از نظر حواس مختلف (بینایی، شنوایی و ...) سالم هستند، به خوبی صحبت می‌كنند و مانند همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می‌نمایند. اما با این وجود در یك یا چند زمینه درسی دچار مشكلات اساسی می‌باشند.

از عوامل ایجادكننده اختلالات یادگیری در كودكان می‌توان عوامل زیستی یا ژنتیكی، عوامل فیزیولوژیكی، عوامل بیوشیمیایی، عوامل روانی، عوامل محیطی و تغذیه‌ای و عوامل آموزشی را نام برد. به طور كلی اختلالات یادگیری به 3 گروه عمده تقسیم می‌شوند كه عبارتند از: اختلال در خواندن (نارساخوانی)‌ و اختلال در نوشتن (نارسانویسی) و اختلال در ریاضیات كه در ذیل به تفصیل به آنها می‌پردازیم.

اختلال در خواندن (نارساخوانی)‌

اختلال در خواندن درواقع مهم‌ترین اختلال یادگیری است، زیرا خواندن پایه انواع یادگیری می‌باشد. دانش‌آموزی كه در خواندن مشكل داشته باشد به علت این كه در درس ریاضی قادر به خواندن صورت مساله نیست، قطعا در درس ریاضی نیز اختلال پیدا خواهد كرد. همین‌طور چون این دانش‌آموز نمی‌تواند مطالب كتاب را به درستی و راحتی بخواند در نوشتن نیز مشكل پیدا خواهد كرد یعنی در درس دیكته نیز دچار اختلال خواهد شد. اختلال در خواندن در
2 تا 8 درصد دانش‌آموزان وجود دارد و در پسرها 3 برابر دختران دیده می‌شود. مشخصه ناتوانی یادگیری در خواندن این است كه دانش‌آموز خیلی آهسته و كلمه به كلمه می‌خواند و در ضمن خواندن، حروف یا كلماتی را حذف، اضافه، جانشین یا معكوس می‌كند.

مطالعات نشان داده‌اند افرادی كه در كودكی دشواری خواندن داشته‌اند، اكثرا در بزرگسالی نیز دارای مشكلات عدیده‌ای در خواندن هستند. بدتر از همه این كه كودكانی كه در خواندن دارای دشواری هستند اغلب نگرش‌های منفی نسبت به قابلیت‌های خود پیدا می‌كنند و ممكن است علاقه خود را نسبت به درس و مدرسه از دست بدهند.

اختلال در نوشتن (نارسانویسی)‌

یكی دیگر از اختلالات رایج یادگیری در دانش‌آموزان، اختلال در نوشتن است: این اختلال به این معناست كه دانش‌آموز علاوه بر داشتن مشكل در نحوه نوشتن دیكته‌نویسی در بیان مقصود خود از طریق نوشتن نیز مشكل دارد و در سطوح بالاتر در انشاءنویسی نیز دارای اشكال می‌باشد. دانش‌آموزان مبتلا به نارسانویسی ممكن است یكی یا همه موارد زیر را در عملكرد نوشتن خود نشان دهند:

ـ بد نوشتن شكل حروف یا به اصطلاح خرچنگ قورباغه‌نویسی

ـ بالا یا پایین خط نوشتن

ـ نوشتن كلمات به صورت شلوغ و بسیار فشرده

ـ علائم روانی در نوشتن

ـ كندنویسی در مواردی مثل دیكته‌نویسی كه لازم است تند نوشته شود

ـ فاصله زیاد انداختن بین كلمات یا هجاها.

ناتوانی برخی از دانش‌آموزان در زمینه نوشتن می‌تواند بر اثر عدم كسب مهارت‌های پیش‌نیاز نوشتن مثل شكل‌ها و بازشناسی آنها، درست گرفتن مداد و تنظیم وضعیت كاغذ نسبت به بدن و كپی‌برداری شكل‌های هندسی باشد.

معمولا اختلال در نوشتن در 4 درصد كودكان دیده می‌شود و در پسرها 3 برابر دختران می‌باشد. این اختلال در صورتی كه شدید باشد در كلاس دوم آشكار می‌شود، اما در صورتی كه شدت كمتری داشته باشد، ممكن است
تا 10 سالگی یا پس از آن نیز ناشناخته باقی بماند.

اختلال در یادگیری ریاضیات

بدون تردید یكی از دروسی كه بسیاری از دانش‌آموزان مدارس در آن دچار مشكل و اختلال‌ هستند، درس ریاضی است. ریاضیات چون مبتنی بر مفاهیم انتزاعی است،‌ درك آن به رشد عقلی سطح بالایی نیاز دارد و از آنجا كه بسیاری از دانش‌آموزان با وجود رشد جسمی و بالا رفتن سن به مرحله درك انتزاعی نرسیده‌‌اند، اغلب در درك مفاهیم ریاضی مشكل دارند. ضرورت و اهمیت یادگیری ریاضی از یك طرف و دشواری آن از سوی دیگر دانش‌آموزان دچار این اختلال را دچار تعارض و تنش می‌كنند.

بسیاری از پژوهشگران دریافته‌‌اند كه دانش‌آموزان با ناتوانی‌های یادگیری افسردگی بیشتری را نسبت به همسالان خود تجربه می‌كنند. میزان بروز افسردگی در این دانش‌آموزان از 14 تا
36 درصد در نوسان است

افراد مبتلا به اختلال در ریاضیات را در هر سنی می‌توان یافت، اما نوع مشكلات آنها در مقاطع سنی مختلف متفاوت است. برای مثال این افراد در اوایل كودكی نسبت به مسائلی چون بازی با پازل‌ها،‌ مكعب‌ها یا مدل‌ها بی‌توجه و بی‌علاقه هستند. در سال‌های شروع مدرسه در مقایسه اجسام با یكدیگر، طبقه‌بندی اشیاء، تشخیص اندازه‌های مختلف و درك زبان ریاضی مشكل دارند و در سال‌‌های بالاتر، در انجام محاسبات با مشكل مواجهند و در سطح دبیرستان نیز به علت عدم كسب مهارت‌های پایه ریاضی در جبر و هندسه مشكل دارند.

افسردگی و اضطراب كودكان ناتوان در یادگیری

بسیاری از پژوهشگران دریافته‌‌اند كه دانش‌آموزان با ناتوانی‌های یادگیری، افسردگی بیشتری را نسبت به همسالان خود تجربه می‌كنند. میزان بروز افسردگی در این دانش‌آموزان از 14 تا 36 درصد در نوسان است. در زمره كودكان با اختلال یادگیری، كودكان كم سن‌تر افسردگی بیشتری را نسبت به كودكان بزرگ‌تر تجربه می‌كنند شاید این امر بدان دلیل است كه كودكان بزرگ‌تر فهم و درك خود را از ناتوانی‌شان افزایش داده و بهتر با آن كنار می‌آیند در واقع ناتوانی یادگیری دانش‌آموز دارای پیامدهایی است كه این پیامدها منجر به افسردگی می‌شود و زمانی كه دانش‌آموز احساس كند كه از نظر توانایی یادگیری با همكلاسی‌های خود متفاوت (ضعیف‌تر)‌ است،‌ بیشتر احساس تنهایی می‌كند. از میان اختلالات یادگیری برخی از انواع آن مانند نقایص زبانی بیش از بقیه احتمال خطر افسردگی را بالاتر می‌برد.

از طرف دیگر دانش‌آموزان با اختلال‌های یادگیری سطوح بالایی از اضطراب‌ فراگیر را نسبت به دانش‌آموزانی كه این اختلال را ندارند، تجربه می‌كنند.

طبق تحقیقات بالغ بر 25 درصد از كودكان با اختلال یادگیری، ملاك‌های لازم برای گرفتن اختلال اضطرابی را دارند. برای مثال دانش‌آموزی با ناتوانی در ریاضیات از هر چیزی كه مربوط به شمارش است، اجتناب می‌كند به طوری كه او حتی از انجام كارهای ساده ریاضی نیز طفره می‌رود و به این ترتیب اجتناب شدید وی به طور معناداری با ناتوانی او برای توسعه مهارت‌های ریاضی تداخل می‌كند.

دانش‌آموزان با اختلال یادگیری ممكن است اضطراب خود را به طور مستقیم بیان كنند یا این اضطراب را از طریق شكایت‌های بدنی ابراز نمایند و خود نیز آگاه نباشند كه این علائم نشانه‌ای از اضطراب است.

مشكلات رفتاری و اجتماعی كودكان دچار اختلال یادگیری

اولین ویژگی‌هایی كه اكثر معلمان در دانش‌آموزانی كه اختلالات یادگیری دارند، شناسایی می‌كنند رفتارهایی هستند كه مشكلات تحصیلی به بار می‌آورند. معلمان در این خصوص به دنبال مشكلاتی در زمینه تمركز، توجه، حافظه و سازماندهی هستند. معمولا كودكانی كه اختلال در یادگیری دارند رفتارهای ناشیانه، تكانشی، آشفته و بی‌هدف از خود نشان می‌دهند. از طرفی، مشكلات اجتماعی این دسته از دانش‌آموزان نیز با مشكلات تحصیلی‌شان ظاهر می‌شود. شكست تحصیلی می‌تواند این دانش‌آموزان را آماج تمسخر همسالانشان قرار دهد.

گاهی اوقات نیز همكلاسی‌ها آنان را طرد می‌كنند یا با القاب نامناسب به این دانش‌آموزان برچسب می‌زنند. برای مثال دانش‌آموزانی كه اختلالات زبانی دارند و نمی‌توانند به صورت روان و سلیس صحبت كنند، همكلاسی‌هایشان طرز صحبت‌كردن آنها را مسخره می‌كنند و همین امر اثر عمیقی روی عزت نفس آنها می‌گذارد یا زمانی كه به خاطر شكست تحصیلی‌شان تنبیه می‌شوند، خود ارزشمندی‌شان نمی‌تواند رشد كند و همین امر زمینه‌ساز احساس افسردگی ‌شده و موجب می‌شود این دانش‌آموزان از تعاملات اجتماعی كناره‌گیری كنند یا این كه در فعالیت‌های منفی شركت كنند.

كلام آخر

اختلالات یادگیری غالبا دانش‌آموزانی كه با آن دست به گریبانند را در وضعیت بدی قرار می‌دهد. این دانش‌آموزان به تدریج درمی‌یابند كه نسبت به همكلاسی‌های خود از نظر تحصیلی در سطح پایین‌تری قرار دارند و احساس حقارت به آنان دست می‌دهد.

همچنین در اغلب موارد این ناتوانی‌ها باعث ضعیف شدن روحیه دانش‌آموز، پایین‌آمدن عزت نفس، احساس ناكامی و روابط ضعیف با همسالانشان می‌شود. به همین دلیل و با توجه به نقش مهمی كه این اختلالات می‌تواند در زندگی آینده این دانش‌آموزان داشته باشد، تشخیص و شناسایی این دسته از دانش‌آموزان ناتوان در یادگیری به عنوان گروهی كه نیازمند آموزش و پرورش ویژه هستند، امری است بسیار مهم و در عین حال فوق‌العاده حساس چراكه هر قدر شناخت جامعه از اختلالات یادگیری بیشتر شود، احتمال بیشتری وجود دارد كه افراد مبتلا به اختلالات یادگیری، زندگی مثمرثمری داشته باشند.

معصومه اسدی
جام‌جم



   

 

خبرنامه(دریافت مقاله)





Powered by WebGozar

نظر سنجی
آیا با طرح حذف کنکور موافقید ؟ آیا به نظر شما اجرایی است ؟





آمار سایت




  

تعداد مقالات:

کشورهای بازدیدکننده
  free counters
پیوند های روزانه