تبلیغات
بانک مقالات مشاوره تحصیلی - تکنوکراسی دانشگاهی
بانک مقالات مشاوره تحصیلی            


1800 مقاله روانشناسی در وبلاگ دیگر من

بانک جامع مقالات روانشناسی و مشاوره









بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 11 آذر 1389

نگرانی درباره وضعیت علوم انسانی دیری است که از زمزمه گذشته و بخش قابل توجهی از همایش ها و سخنرانی های تخصصی و عمومی را به خود اختصاص داده است. با توجه به ماهیت علوم انسانی دانشگاهی باید گفت آسیب شناسی این حوزه مستقیماً به ریشه های «تفکر» برمی گردد.

تاریخچه تکامل آکادمی که قرن ها پیش در اروپا صورت پذیرفت حاکی از تقسیم بندی رشته ها بر اساس سیر مادی گرای تفکر غربی است. آغاز این سیر، قرون سیزده و چهارده میلادی و انفکاک دروس فلسفه و الهیات است؛ به پیروی از سنت فرانسیس بیکن، دانشگاه های در حال گسترش غرب اصالت را از آن تفکر مادی دیده و رفته رفته این علوم تجربی و فنی بودند که حرمت و منزلت یافتند؛ در همین راستا، رویکرد اثبات گرایانه کنتی در جامعه شناسی، و روش های استقرائی در علوم انسانی رواج یافت.
    نزدیک به چند دهه است که گسترش «میان رشته ای» - به معنای پررنگ شدن نقش ادراک در کنار دانش پژوهی- طلیعه بازگشت علوم انسانی به سنت روشی کل نگر محسوب می شود.
    از نکات مهم در آسیب شناسی علوم انسانی فقدان توجه به سلسله مراتب تفکر است. توجه به این موضوع به دو جهت اهمیت دارد: اول آن که به نظر می رسد عامل گرایش به ماده یا معنا در گفتمان دانشگاهی تفوق یافتن یکی از مراتب تفکر بر دیگری باشد. توجه به انواع تفکر از دیرباز مورد توجه اولیای امر بوده است. در تشیع امام صادق (علیه السلام) تمایز میان عقل معاد و عقل معاش و توصیه به هر دو همراه است با تفکیک زیرکی در امر دنیا (نکراء) که فاقد اعتبار عقلی شمرده می شود. چنین تفکیکی در فلسفه افلاطونی نیز مشاهده می شود، به طوری که افلاطون سیاست مدن را در شان عقلااز نوع فلاسفه برمی شمارد حال آن که دانشمندان و مهندسان و منجمان را از صلاحیت لازم برای دریافت و انتقال معانی از عالم مُثُل به عالم ماده برخوردار نمی داند.
    توصیه به تقویت سویه معناگرای طیف تفکر همواره در آموزه های مکتبی، حکمی، فلسفی و انقلابی ما مشهود بوده است: امیرالمومنین علی (علیه السلام) مهم ترین دغدغه در امر حکومت داری را فقر بصیرت در عموم مردم می داند؛ در حکمت مولانا «بینش مندی» بر «دانش مندی» اولی و مولی است؛ در تفکر امام خمینی (ره) تزکیه بر تعلیم مقدم شمرده می شود؛ و اما فیلسوف آموزش، جان دیوئی، از لزوم توجه نهاد آموزش به جنبه «رشدی» در کنار جنبه مهارتی، و چه بسا مقدم بر آن، سخن می گوید.
    دوم آن که، توصیه های مذکور حاکی از رسالت علوم انسانی در قبال وضعیت تفکر توده است. همچنان که جامعه شناسانی چون سی رایت میلز از ضرورت گسترش «بینش جامعه شناختی» سخن می گویند؛ و متیو آرنولد -که نامی آشنا در مطالعات فرهنگی است- بر ممکن بودن ارتقای فرهنگ عامه از طریق رشد قدرت فاهمه عمومی صحه می گذارد.
    یکی از حوزه های مورد غفلت علوم انسانی در جوامع اسلامی اصالت یافتن آن سر طیف تفکر است که میل به تنزل به امر دنیوی داشته و هرآینه انتظار انقطاع آن از سر دیگر طیف که اتصال با عالم معنا دارد می رود. موضوع آسیب شناسی از این منظر، ترویج نگاه تقلیل گرایانه ای است که تفکر را به «تخصص» تعبیر می كند. آنچه مسلم است، چنین رویکردی به روش آموزش و ارزیابی محدود نمانده و اخلاقیات فردی، جمعی و نهادی را مورد هجمه قرار می دهد. خیلی زود ارزش های اخلاقی جای خود را به «فردگرایی» و مشتقات آن می دهد؛ رواج اخلاق رقابت در نظام آموزشی مدرن، از نظر دیوئی، به معنای نفی دیگر خواهی، مفاهمه، خلاقیت و به طور خاص، تضعیف قوه تعقل و ادراک است. الزام به کسب موفقیت در سلسله مراتب تعریف شده مهارتی و تخصصی، حرکتی فراگیر- اما فردی- است که انگیزه و توان فرد برای استنباط حقیقت و واکنش صحیح به واقعیات اجتماعی را تضعیف می کند.
    شرایط مذکور با توجه به نظریاتی که تحت عنوان «عصر فراصنعتی» به پدیدار شناسی عصر امروز می پردازد تبیین می شود. این نظریات به روی کار آمدن آن دسته از متفکرین اشاره دارد که توفیق هر چه بیشتر در تخصص مربوطه از آن مشروعیت برخوردارشان می کند تا اختیار امور اجتماعی و قدرتی در سطوح خرد، متوسط یا کلان را به دست گیرند. این دسته که از آنها با عنوان «تکنوکرات های قدرت» یاد می شود تماماً محصول نظام مادی گرای جامعه سرمایه داری و «تکنوکراسی» است.
    برقراری چنین نظمی به طور قطع شرایط مورد انتظار آموزه های مکتبی و مکاتب فلسفی در ترسیم جامعه آرمانی نیست. نگاهی به نقش تکنوکرات های رسانه در راس روابط ملی و بین المللی -که به درستی از آن به «بازی» قدرت تعبیر می شود- حقیقتاً بنیان سست و ماهیت مادی تخصص محوری را نشان می دهد. هر چند نگاه ارسطویی مبنی بر لزوم توجه به فنون در کنار بصیرت و دانش در روش شناسی علوم انسانی بسیار راهگشاست، «فن گرایی» در علوم انسانی محکوم به تقلیل گرایی است. برای مقابله با تکنوکراسی دانشگاهی لازم است نهاد علوم انسانی در خدمت گفتمان اندیشه آزاد قرار گیرد. مسکوت گذاردن مدل آموزش تکنوکراتیک که از محصولات جانبی و وارداتی «جامعه فراصنعتی» است، در واقع تثبیت شرایط فعلی در مظلومیت تفکر حقیقی و رسمیت یافتن تخصص به عنوان مرتبه ای از تفکر است. این در حالی است که در تفکر مکتبی و فلسفی که معرفی شد، تخصص تنها در خدمت ابزاری به تفکر و تعقل معنا می شود.
    ٭کارشناس ارشد مطالعات امریکای شمالی
    
    
    
 روزنامه ایران، شماره 4648 به تاریخ 19/8/89، صفحه 22 (اندیشه)


   

 

خبرنامه(دریافت مقاله)





Powered by WebGozar

نظر سنجی
آیا با طرح حذف کنکور موافقید ؟ آیا به نظر شما اجرایی است ؟





آمار سایت




  

تعداد مقالات:

کشورهای بازدیدکننده
  free counters
پیوند های روزانه